مقدمه

حال که انسان اشرف مخلوقات است،باید در هر گام به یاد داشته باشد که خلیفه خدا بر زمین است و طوری رفتار کند که شایسته این مقام باشد.

انسان اگر فقیر شود، به زندان افتد ،اماج افترا شود،حتی به اسارت رود باز هم باید مانندخلیفه ای سرافراز، چشم و دل سیر و با قلبی مطمئن رفتار کند.

شریعت می گوید((مال تو مال خودت،مال من هم مال خودم)) طریقت می گوید((مال تو مال خودت ، مال من هم مال تو))

معرفت می گوید:((نه مال منی هست ،نه مال تویی))حقیقت می گوید((نه تو هستی ، نه من))

بیشتر مردم زندگی را پیکار می انگارند. اما زندگی پیکار نیست ، بازی است . هر چند بدون آگاهی از قانون معنویت نمی توان در این بازی برنده شد و پیروز بود، و عهد عتیق و عهد جدید، با وضوحی شگفت انگیز قواعد این بازی را بیان می کنند .

عیسی مسیح آموخت که زندگی ،بازی بزرگ داد و ستد است.

زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد. یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت، و هرچه بد بخواهد باز خواهد گرفت.

اگر نفرت بورزد نفرت به او باز خواهد آمد . اگر عشق ببخشد ، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد کند از او انتقاد خواهد شد .

اگر دروغ بگویدبه او دروغ خواهند گفت و اگر تقلب کند به او حقه خواهد زد . همچنین به ما آموخته اند که قوه تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد.

هر انچه آدمی در خیال خود تصور کند –دیر یا زود- در زندگیش نمایان می شود. برای پیروزی در بازی زندگی باید نیروی خیالمان را آموزش دهیم.

مهارت:

یعنی بدانیم در مواجهه با موضوعات رابطه ای و مسائل مختلف زندگی چگونه ظاهر شویم.

اخلاق:

تلاش برای درونی کردن مجموعه ای از خلقیات و صفاتی که باعث رشد و شکوفایی شخصیت و بهبود روابط ما با دیگران می شود.

اعتقاد:

عمل به دستورالعملهایی که از سوی خالق هستی صادره شده شاید تنها با داشتن مهارت بتوانیم زندگی آرام و پایداری داشته باشیم.

ولی برخورداری از یک زندگی سعادتمندانه، نیازمند داشتن هدفی روشن و مشخص، مبتنی بر اخلاق و نگرشی درست به جهان و زندگی است.

برخورداری از یک زندگی آرام و پایدار، بسیار مهم، ضروری و از الزامات یک زندگی سعادتمندانه است. ولی اگر این زندگی آرام، در مسیر هدفی مقدس و مبتنی بر

نگرشی خدا محور نباشد، نمی توان انتظار دستیابی به سعادت را داشت. بر همین اساس، این کتاب علاوه بر تاکید بر مهارت در قالب بخشی مجزا، به سایر الزامات زندگی سعادتمندانه نیز می پردازد.

خبر خوب این است که، در هر شرایطی که هستیم و هر طوری که زندگی می کنیم، اگر بخواهیم؛ می توانیم از هم اکنون انتخاب هایی داشته باشیم که ما را در شرایط بهتری قرار دهد و زندگی مان را به گونه ای تغییر دهیم که شایسته ی آنیم.

ویلیام گلسر در کتاب تئوری انتخاب می گوید:

ما قربانی و برده ی دست و پا بسته ی ژنتیک، محیط و گذشته ی خود نیستیم و معتقد است، گذشته بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است، ولی تعیین کننده ی رفتار کنونی ما نیست.

یعنی ما می توانیم از اکنون رفتارهایی را انتخاب کنیم و تبدیل به فردی بشویم که آرزویش را داریم.

 

نگاه سازمانی

امروزه همه سازمان ها براي بقاء ، نيازمند انديشه هاي نو و نظرات بديع و تازه اند. افكار و نظرات جديد همچنين روحي در كالبد  سازمان دميده مي شود و آن را از نيستي و فنا نجات مي دهد.

در عصر ما براي بقاء و پيشرفت و حتي حفظ وضع موجود ، بايد جريان نوجويي و نوآوري را در سازمان تداوم بخشيد تا از ركود و نابودي آن جلوگيري شود .

براي آن كه بتوان در دنياي متلاطم و متغير امروز به حيات ادامه داد بايد به نوآوري و خلاقيت روي آورد و ضمن شناخت تغييرات و تحولات محيط براي رويارويي با آنها پاسخ هاي بديع و تازه تدارك ديد و همراه تأثيرپذيري از اين تحولات برآنها تأثير نهاد و بر آنها شكل داد .

هریسون اون ( Harrison owen) در کتابش به نام سوار بر ببر:

کسب و کار در جهان در حال دگرگونی (1991) می نویسد  ( Riding the tiger: doing business in a transforming world ):

« زمانی مهم ترین فعالیت کسب و کار این بود که محصولی تولید کند و سازمان سودی به دست آورد. اکنون مهم ترین کار ، قبل از هر چیز، عبارت است از تبدیل شدن به یک سازمان کارآمد یادگیرنده ، این امر بدان معنی نیست که سودها و تولیدات ، دیگر اهمیتی ندارند، بلکه بدون یادگیری مستمر کسب سودآوری و تولید ، دیگر امکان پذیر نخواهدبود.»

اگر یک سازمان از طریق یادگیری سریع و موثر دائماً با محیط منطبق نشود نابود خواهد شد.

يادگيري تيمي يا گروهي :

تيم ها براي سازمان ها بسيار مهم هستند. تيم ها توليد دانش را از طريق تحليل مسايل پيچيده ، اقدامات نوآورانه و حل مساله به طور جمعي مي آموزند. آنها به يادگيري بهتراز تجربيات و تاريخ گذشته خود ، آزمايش رويكردهاي نوين و انتقال سريع و اثر بخش دانش بين خودشان و سراسر سازمان قادر مي شوند.

يادگيري سازماني :

رئيس شركت آنالوگ ديوايسز، براساس دو جنبه ي اساسي ، يادگيري سازماني را از يادگيري فردي و تيمي متمايز مي كند. اول اينكه ، يادگيري سازماني از طريق چشم اندازهاي مشترك ، دانش و الگوهاي ذهني اعضاي سازمان رخ مي دهد.

دوم اينكه؛

يادگيري سازماني براساس دانش و تجربه ي گذشته يعني براساس حافظه ي سازماني ـ ايجاد مي شود كه اين حافظه به ساز و كارهايي مانند سياست ها، استراتژي ها و مدل هاي روشن براي ذخيره ي دانش بستگي دارد.

گرچه انواع يادگيري فردي / تيمي و سازماني مرتبط به هم هستند ، اما يادگيري سازماني بيش از مجموع يادگيري فردي يا گروهي است .

مدیران باید تحولات محیطی آینده موثر بر عملیات سازمانشان را پیش بینی کنند و اینکه ( تفکر سیستمی ) نسبت به سازمان های خود داشته باشند.

برای کاهش مخاطره و آسیب پذیری سازمان ها ،فرصت های یادگیری مستمر برای افراد ایجاد کنند و یک فرهنگ و روحیه ای برای یادگیری فراهم سازند.

سازمان ها باید همواره به یادگیری ادامه دهند و همیشه تشنه دانش جدید باشند .

رهبری در سازمان از مهمترین شاخصهای ادامه حیات ، پویایی ، بالندگی و یا نابودی آنها می باشد.

پیشرفت های گوناگون و متنوع در علم فناوری ، مدیریت سازمان ها را از حالت سنتی خارج نموده و با تغییر و تحول سازمانی، مدیریت پویا جایگزین مدیریت سنتی شده است. امروزه سازمانها علاوه بر وظایف سنتی و ماهوی خود که همانا تحقق اهداف سازمانی و غایی سازمان می باشد میبایست پاسخگوی خواستها و انتقادات جامعه بیرونی و درونی سازمان خویش باشد.

همگام با پیشرفتهای روز و علم مدیریت پویا ، سازمانها می باید تحولاتی آگاهانه و نوآوری های مفید را به مرحله اجرا بگذارند شدت و تاثیر کارایی تغییر و تحولات سازمانی به اندازه ایی است که نیاز به روش های جدید و تکامل یافته برای مقابله و هماهنگی و تطبیق با آنرا ایجاد می نماید.

مدیران پویا و کارآمد

مدیران پویا و کارآمد امروزه میبایست علاوه بر وظایفی مانند برنامه ریزی ، سازماندهی و نظارت باید اثربخشی و بکارگیری علم تغییر و تحول سازمانی را نیاز سرلوحه خود قرار دهند.

امروزه در سطح گسترده و عمومی ، سازمانها با تغییر و تحول مواجه اند در حالی که برخی از آنان برای سازگاری و همسازی با اینگونه تغییر و تحولات آماده نمی باشند.

بنابراین مدیریت سازمانها علاوه بر اینکه باید در برابر محیط متغیر، سازگار و انعطاف پذیر باشند بلکه باید توانایی تشخیص مشکلات و بکارگیری برنامه های تغییر و تحول سازمانی را دارا باشند.

با بازنگری آنچه که تاکنون بیان شد، معلوم می شود که تعاریف قابلیتهای پویا هر چه باشد در یک نقطه به هم می رسند و یک عنصر مرکزی وجود دارد.

نقش قابلیتهای پویا اثرگذاری بر منابع اساسی موجود و تبدیل آنها به گونهای است که یک مجموعه یا صورت بندی جدید منابع شکل گیرد تا در اثر آن سازمان بتواند برتری رقابتی خود را تثبیت یا افزایش دهد.

ارزش قابلیتهای پویا ناشی از نتیجه آنهاست؛

یعنی ایجاد مجموعه جدیدی از منابع ارزشمند. به عبارت دیگر، قابلیت پویایی که باعث به وجود آمدن منابع جدید نشود و در نتیجه عدم ایجاد منابع جدید، سازمان توان حفظ یا افزایش برتری رقابتی پایدار را نداشته باشد، فاقد ارزش است.

موفقیت

آیا دستیابی به موفقیت واقعا ساده است؟ آیا ممکن است به معنای واقعی موفق بود؟ آیا می توانیم همه چیز را در زندگی تغییر دهیم، احساسات مان، جسم مان، روابط اجتماعی مان و موفقیت مالی تان؟ شاید بگویید اگر تمام اینها تا این حد ساده است که می توان تنها با استفاده از قدرت درونی بدانها دست یافت پس چرا همه به چنین موفقیت هایی نمی رسند؟

چند درصد از ما شب هنگام که از کارهای روزانه فارغ می شویم از آنچه بر ما گذشته و یا انجام داده ایم، راضی و خشنود میشویم؟ چند درصد از ما با راحتی و آسایش خیال سر بر بالین می گذاریم؟

در زندگی کارهای زیادی هستند که بسیار  ساده اند اما مردم به راحتی از کنار آنها می گذرند چون در روزمرگی های زندگی خود غرق شده اند، درست مثل کسی که در باز پرداخت یک بدهی سنگین در مانده است.

اغلب مردم در یافتن نقشه ی زندگی خود ناکام اند، در حالی که تصور می کنند بهترین طراح زندگی هستند. روزها و سال ها از عمرشان می گذرد و آنها تازه در کهنسالی در می یابند که فقط بخش ناچیزی از زندگی را تصاحب کرده اند.

البته نه به این سبب که آنها افراد کم هوشی هستند، بلکه فقط به این دلیل که عاشق آنچه می خواهند نیستند؛ بنابراین وارد عمل نمی شوند و قدرت تصمیم گیری را در خود پرورش نمی دهند.

شکوفایی قدرت درونی تان در دست گیرید، تا خود را تغییر دهند. اگر میخواهید در زندگی فردی موفقی باشید به خاطر بسپارید که: (در معادله ی زندگی، آینده هیچ وقت با گذشته برابر نیست.)

اگر در گذشته شکست خورده اید هیچ گاه نباید تصور کنید در آینده نیز چنین خواهد شد.

شما نیز هنگام تصمیم گیری، هرچه احتمال منفی است را قطع کنید و کنار بگذارید .نترسید بزرگترین دام بر سر راه موفقیت ، ترس است ترس از شکست ، ترس از موفقیت . تنها راه برای برطرف ساختن ترس، روبه رو شدن با آن است .اگر ترس به زندگیتان سایه انداخت ، به سراغش بروید ، رودر رویش بایستید و به سویش حمله ور شوید.

ترس به تنهایی اصلا بد نیست . ترس واکنش طبیعی بدن برای آگاه کردن ما از وقوع احتمالی یک مشکل است.

اگر ترس خود را بزرگ جلوه ندهید بزودی دگرگونی را در خود حس خواهید کرد . میتوانید بیش از پیش فعالیت کنید و موفقیت های بیشماری به چنگ آورید . در حقیقت ترس نیز مثل هرچیزی باید به اندازه و بجا باشد.

سه عامل برای عمده برای رسیدن به موفقیت نامحدود ، ضروری است:

  • بدانید چه میخواهید.
  • دست به کار شوید.
  • نتایج کارهای خود را زیر نظر داشته باشید.

کتاب هایتان را در دیدیدکالا جستجو کنید. دیدیدکالا بهترین همراه همیشگی شماست.